وزیر نفت به مناسبت صدمین سال اکتشاف نفت در ایران مصرف گاز را برای مردم مسجد
سلیمان به مدت یک سال رایگان اعلام کرد. چه خوب! نه؟!
البته به دلیل گرم بودن هوا در استان خوزستان مردم
به برق رایگان و یا با بهای کم تر، بیش تر احتیاج دارند. راستی مسجد سلیمان هنوز
آب لوله کشی 24 ساعته هم ندارد (دو روز یک بار دو ساعت آب وصل می شود و باید مردم
تانکرهای بزرگ آب را پر کنند، تانکر هایی که زیر آفتاب داغ ظهرهای تابستان استفاده
از آبشان آدم را یاد دیار باقی و جهنم سوزان می اندازد).
حالا منظورم این نیست که
به این مشکلات هم رسیدگی شود... فقط کاش مسجد سلیمان لوله کشی گاز داشت تا مردم می
توانستند از این یک سال گاز رایگان استفاده کنند. به هر حال آقایان لطف کرده اند!
تلویزیون گزارشی پخش می کرد از هواداران تیم پیروزی
که قربان صدقه قطبی می رفتند.
گفتم "می بینی... مردم ایران هم می توانند آدم
باسواد و باشخصیت را دوست داشته باشند. با وجود این آدم ها سطح فکر و
سلیقه مردم هم بالاتر می رود. این طور نیست که فقط آدم هایی مثل علی پروین و فیروز
کریمی محبوب باشند."
گفت "این تا وقتی است که این آدم های با سواد و
با کلاس موفق شوند. وقتی شکست می خورند محبوبیتشان زود از بین می رود. ولی امثال
پروین هر چه گند بزنند باز هم محبوب می مانند."
معمولا به چیزی حسادت نمی کنم. نه موقعیت و مقام کسی حسادتی در من می انگیزد، نه دارایی و امکاناتش. مهارت و دانش دیگران گاهی تلنگری است برای حرکت و تلاش بیشترم.
اما به یک چیز همیشه حسادت می کنم، یک حس؛ عاشق شدن. آن تردید ها و گریز ها، نگاه ها، اشک ها، لبخند ها و ... حس خوب دل سپردن.
و دلم برای تک تک آن لحظه ها تنگ می شود.
آخرین نفری که از خانه بیرون می رود من هستم. اولین نفری که بر می گردد هم من هستم. پرده ها را می کشم و پنجره را می بندم. پنجره را باز می کنم. چراغ ها را خاموش می کنم ... بعد روشن می کنم . حواسم هست که چیزی روی شعله گاز نماند. یا کتری را پر از آب می کنم تا چای دم کنم. مسعود همیشه زود تر از من از خانه بیرون می رود. گاهی آن قدر زود می رود که ترجیح می دهد من را بیدار نکند. بی سرو صدا لباس می پوشد. صبحانه مختصری می خورد و می رود.قفل کردن در کار من است. و هر قدر هم که من کار داشته باشم و دیر برسم باز هم او بعد از من می آید. باز کردن قفل در هم کار من است. دلم بدرقه می خواهد. کسی بپرسد: عصر کی بر می گردی؟ زود بیا. راستی ناهار چی می خوری؟ ناهارم را با خودم می برم.آخرین چیزی که باید یادم بماند این است. وقتی بر می گردی سر راه روز نامه بخر. مواظب خودت باش. دلم استقبال می خواهد. وقتی می رسی در خانه دنبال کلیدت نگردی. زنگ بزنی و در را کسی باز کند. خندان باشد و منتظر. بپرسد که امروز چه کارها کرده ای؟ و تو خودت را بزنی به خستگی که آی چه ترافیکی بود.
آن وقت است که چای می چسبد.
طی این اطلاعیه شرایط جدید ما برای اجاره کردن خانه اعلام می شود:
صاحب خانه باید خرپول باشد و حداقل 5 سال سابقه صاحب خانه بودن داشته باشد.
توجه: دارندگان بیش از سه واحد آپارتمان در اولویت هستند.
این نه منم من، نه من منم من!
ذره خاک وطنم من
ذره خاک وطنم من هی ی ی ی ی ی ی ی ی