"گریه نکن! در خانه ات درختی خواهد رویید و درختانی در شهرت و بسیار درختان در سرزمینت. و باد پیغام هر درخت را به درختان دیگر خواهد رساند. و درختان از باد خواهند پرسید: در راه که می آمدی سحر را ندیدی؟"
یکی از دوستانم بعد از سالها کتابی را که به امانت گرفته بود پس داد و این بهانه ای شد تا برای چندمین بار سووشون را بخوانم (کاش در فارسی هم حرف اول اسامی خاص را بزرگ می نوشتیم) و به کسانی که نخوانده اند توصیه کنم.
سووشون که یکی از رمانهای محبوب من است داستان زندگی زنی است با تمامی عواطف زنانه در تلاش برای حفظ آرامش و امنیت خانواده اش و کمک به همسر مبارزش که البته به راه او اعتقاد دارد ... و عجب انتخاب سختی است برای زنان. داستان بسیار روان نوشته شده است؛ نثر روان و تصاویر روشن و دقیق.
سووشون نوشته دکتر سیمین دانشور است (که لابد می دانستید) و با جمله ای زیبا به همسرش جلال آل احمد تقدیم شده است.
از دیگر نوشته های سیمین دانشور جزیره سرگردانی و ساربان سرگردان را به یاد می آورم که دومی دنباله اولی است و یک مجموعه داستان کوتاه که این یکی را دوست داشتم و اسمش را فراموش کرده ام.
باید بگویم که من هم چنان نوشته های نویسندگان زن را می پسندم و این البته ربطی به تمایلات فمینیستی ندارد... فکر می کنم با این نوشته ها بهتر ارتباط بر قرار می کنم. چند تا از داستان های محبوبم که این ویژگی را دارند این ها هستند:
خاک خوب اثر پرل باک
کلبه عمو تم اثر هریت بیچر استو
بابا لنگ دراز اثر جین وبستر
ترجمان دردها اثر جومپا لاهیری
چراغ ها را من خاموش می کنم اثر زویا پیرزاد
خرمگس اثر اتل لیلیان وینیچ
...
بازمانده روز اثر کازوئو ایشی گورو