تبليغاتX
چرکنویس

 

"من با این نقره ها روح تو را از شیطان خریدم و به خدا سپردم!"

 

"بینوایان" شاهکار است و فکر می کنم فیلمش هم به خوبی کتاب است. آخر فیلم وقتی ژاور خودش را به رودخانه انداخت، مثل ژان والژان با تمام وجود آزادی را حس کردم. 

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 16:53  توسط سارا  | 

درست یادم نیست که این ایده برگزار کردن مسابقه پیام کوتاه از کجا شروع شده، فکر می کنم از برنامه های ورزشی و حدس زدن نتیجه مسابقات مهم تیم فوتبال ایران شروع شد. بعد از آن در برنامه شب شیشه ای بود که رشید پور تعداد پیام های کوتاه رسیده را موضوع مهمی می دانست و شاید ملاکی برای محبوب بودن یا نبودن مهمان برنامه. ولی من فکر می کنم که همان شب ها مسئولین عزیز در مخابرات به فکر افتادند که می توانند یک قرارداد خوب و پرسود با صدا و سیما داشته باشند.

این روز ها تمام برنامه های تلویزیون در تمام شبکه ها مسابقه پیام کوتاه دارند. از شبکه های ۱ تا ۵ گرفته تا شبکه قرآن، از مسابقات فوتبال گرفته تا برنامه کودک. همه هم می خواهند رکورد پیام کوتاه روز قبل را بشکنند. دیروز یکی از خاله های برنامه کودک می گفت: کوچولو های من برای شرکت در برنامه ما می تونید به شماره سی هزار ... پیام کوتاه بفرستید. سی هزار یعنی یکدونه ۳ و چهار تا صفر! باشه گلای من؟ 

به نظر من که دیگه شورش را در آوردند. گر چه باید اعتراف کنم که خودم بارها در این مسابقات و نظر سنجی ها شرکت کرده ام.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 15:19  توسط سارا  | 

آیا با تولد هر انسانی خداوند دنیایی جدید برای او می آفریند؟!!!

دنیای من ۲۶ سال پیش در چنین روزی آفریده شد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 20:24  توسط سارا  | 

با هر چه عشق نام تو را می توان نوشت

با هر چه رود  راه  تو را  می توان   سرود

بیم از حصار نیست که هر قفل کهنه   را

با دست های  روشن  تو می توان گشود

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 16:52  توسط سارا  |