حافظ اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را
صائب اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را هر آن کس چیز می بخشد ز مال خویش می بخشد نه چون حافظ که می بخشد سمر قند و بخارا را
شهریار اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را به خال هندویش بخشم تمام روح اجزا را
هر آن کس چیز می بخشد بسان مرد می بخشد
نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا را سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دل ها را
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 22:17  توسط سارا
|
نام من سارا است. نوشتن را دوست دارم و بیشتر از آن اندیشیدن را. چهار ساله بودم که خواندن و نوشتن را آموختم و در شش سالگی اولین داستانم را با کلماتی که خوب تر بلد بودم (کلماتی که ظ و ض و غ و ث نداشتند) در باره بچه ای نوشتم که دوست داشت زودتر به مدرسه برود. از آن زمان تا به حال در این باب تلاش جدی تری نکرده ام، مگر همان گه گاه نوشتن.